آمادهسازی نظام سلامت برای عصر طول عمر؛ تربیت متخصص حوزه سالمندی – خبرگزاری مهر | اخبار ایران و جهان
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی درمانگاه شبانهروزی کوثر پردیس،
خبرگزاری مهر، گروه استانها؛ اول اکتبر برابر با نهم مهرماه، روز جهانی سالمندان است؛ مناسبتی که در شرایط تغییر سریع ساختار جمعیتی ایران، اهمیت بیشتری پیدا کرده است. افزایش سهم سالمندان در جمعیت کشور، ضرورت بازنگری در سیاستهای سلامت، رفاه اجتماعی و خدمات مراقبتی را بیش از گذشته آشکار میکند.
بر اساس برآوردهای سازمان ملل، تا سال ۲۰۵۰ نزدیک به ۲۸ درصد جمعیت ایران را افراد ۶۰ سال و بیشتر تشکیل خواهند داد؛ به این معنا که بیش از یک نفر از هر چهار ایرانی سالمند خواهد بود. این تغییر جمعیتی تنها به افزایش تعداد سالمندان محدود نمیشود و الگوی نیازهای نظام سلامت را نیز دگرگون خواهد کرد.
با افزایش سن جمعیت، موضوعاتی مانند بیماریهای مزمن، مشکلات حرکتی، زمینخوردن، کاهش قدرت عضلانی، اختلالات شناختی، افسردگی، تنهایی و نیاز به مراقبت بیشتر اهمیت پیدا میکند. در چنین شرایطی، تربیت نیروی انسانی متخصص، تقویت مراقبتهای اولیه و تعریف جایگاه حرفهای نیروهای آموزشدیده حوزه سالمندی از الزامات آمادگی کشور برای آینده است.
سلامت سالمندی نیز مفهومی فراتر از کنترل بیماریهای جسمی دارد و ابعاد جسمی، روانی، شناختی، عملکردی و اجتماعی فرد را دربرمیگیرد. از این رو، سیاستهای سالمندی باید علاوه بر افزایش طول عمر، بر حفظ استقلال، توانایی عملکردی، مشارکت اجتماعی و کیفیت زندگی سالمندان تمرکز داشته باشد.
اکرم فرهادی، دبیر بورد سالمندشناسی وزارت بهداشت، دانشیار سالمندشناسی و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر پاسخگوی سوالات خبرنگار مهر در این حوزه شد که در زیر می خوانیم؛
چرا تربیت نیروی متخصص سالمندی باید از امروز جدی گرفته شود؟
جمعیت ایران با سرعت به سمت سالمندی حرکت میکند و در چند دهه آینده سهم افراد ۶۰ سال و بیشتر افزایش قابل توجهی خواهد داشت. بنابراین اگر امروز برای تربیت نیروی انسانی متخصص و ایجاد زیرساختهای لازم برنامهریزی نکنیم، در آینده با افزایش تقاضا برای خدمات سالمندی مواجه خواهیم شد، در حالی که ظرفیت تخصصی کافی برای پاسخگویی به این نیازها وجود نخواهد داشت.
سالمندی با مجموعهای از نیازهای متفاوت همراه است. بیماریهای مزمن، مشکلات حرکتی، زمینخوردن، کاهش قدرت عضلانی، اختلالات حافظه، افسردگی، تنهایی و وابستگی به مراقبت از جمله مسائلی هستند که ممکن است در سنین بالا بیشتر دیده شوند.
به همین دلیل تداوم تربیت دانشجو در رشتههایی مانند کارشناسی ارشد سلامت سالمندی و دکتری تخصصی سالمندشناسی اهمیت زیادی دارد. این نیروها میتوانند در حوزههایی مانند پیشگیری، ارتقای سلامت، آموزش، مراقبتهای جامعهمحور، ارزیابی نیازهای سالمندان، پژوهش، برنامهریزی و سیاستگذاری نقش داشته باشند.

آیا صرفاً تربیت نیروی متخصص برای پاسخگویی به نیازهای آینده سالمندان کافی است؟
در کنار تربیت نیرو، باید جایگاه حرفهای و مسیر اشتغال این دانشآموختگان نیز مشخص شود. اگر نیروی متخصص تربیت کنیم اما نتوانیم از دانش و مهارت او در ساختارهای خدماتی استفاده کنیم، بخشی از ظرفیت ایجادشده بلااستفاده خواهد ماند.
وزارت بهداشت، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، سازمان بهزیستی و سایر دستگاههای مرتبط با سالمندی باید متناسب با تغییرات جمعیتی، ساختار نیروی انسانی خود را بازنگری کنند.
شبکههای بهداشت و درمان، مراکز خدمات جامع سلامت، مراکز روزانه و شبانهروزی سالمندان، خدمات مراقبت در منزل، مراکز توانبخشی، شهرداریها، صندوقهای بازنشستگی و بخش غیردولتی از جمله ظرفیتهایی هستند که میتوانند از دانش نیروهای آموزشدیده حوزه سالمندی استفاده کنند.
دانشآموختگان سلامت سالمندی قرار نیست جایگزین پزشک، پرستار، فیزیوتراپیست، روانشناس یا سایر اعضای تیم درمان شوند، بلکه میتوانند در کنار این گروهها، نقش تخصصی خود را در هماهنگی، ارزیابی، آموزش و پیگیری خدمات سالمندی ایفا کنند.

نگاه نظام سلامت به سالمندی چه تفاوتی با نگاه سنتی به بیماری دارد؟
سلامت سالمندی فقط به نداشتن بیماری جسمی محدود نمیشود. ممکن است فشار خون و دیابت یک سالمند کنترل شده باشد، اما فرد به دلیل ضعف عضلانی، اختلال تعادل، ترس از زمینخوردن، افسردگی، کاهش حافظه یا محدودیت در فعالیتهای روزمره استقلال خود را از دست داده باشد.
در نگاه جامع به سالمندی، سلامت جسمی، روانی، شناختی، عملکردی و اجتماعی در کنار یکدیگر دیده میشوند. بنابراین هدف ما صرفاً این نیست که بیماریهای سالمند را درمان کنیم؛ بلکه باید تلاش کنیم توانایی عملکردی و استقلال او تا حد امکان حفظ شود.
در واقع، افزایش طول عمر زمانی ارزشمندتر است که سالهای اضافهشده به زندگی با کیفیت مناسب همراه باشد و فرد بتواند فعالیتهایی را که برایش ارزشمند است، تا حد امکان خودش انجام دهد و در خانواده و جامعه حضور داشته باشد.
شبکه بهداشت و پزشک خانواده چه نقشی در تحقق سالمندی سالم دارند؟
شبکه مراقبتهای اولیه سلامت و برنامه پزشک خانواده میتوانند یکی از مهمترین بسترهای تحقق این هدف باشند. سالمندی که به مرکز خدمات جامع سلامت مراجعه میکند، نباید فقط از نظر فشار خون، قند خون یا بیماریهای قلبی بررسی شود.
وضعیت حرکت و تعادل، تغذیه، حافظه و شناخت، خلق، شنوایی، بینایی، خطر زمینخوردن و توانایی انجام فعالیتهای روزمره نیز باید مورد توجه قرار گیرد.
اهمیت این موضوع در تشخیص زودهنگام است. اگر افت عملکرد، ضعف حرکتی یا مشکلات شناختی در مراحل اولیه شناسایی شوند، فرصت بیشتری برای مداخله وجود خواهد داشت. گاهی اصلاح داروها، فعالیت بدنی، توانبخشی، حمایت تغذیهای، آموزش خانواده یا یک ارجاع بهموقع میتواند از پیشرفت مشکلات و رسیدن سالمند به مرحله وابستگی جلوگیری کند.
مدل ICOPE یا مراقبت یکپارچه برای سالمندان که از سوی سازمان جهانی بهداشت ارائه شده نیز بر شناسایی کاهش تواناییهای سالمندان در حوزههایی مانند حرکت، شناخت، تغذیه، شنوایی، بینایی و سلامت روان در نزدیکترین سطح به محل زندگی فرد تأکید دارد.
آیا اجرای این رویکرد نیازمند ایجاد ساختارهای کاملاً جدید در نظام سلامت است؟
الزاماً چنین نیست. ایران از شبکه بهداشت، پزشک خانواده، مراقبان سلامت و بهورزان برخوردار است و این زیرساخت میتواند ظرفیت بسیار ارزشمندی برای ارائه خدمات سالمندی باشد.
آنچه نیاز داریم، تقویت نگاه سالمندی در همین شبکه و ایجاد یک لایه تخصصی برای آموزش، پشتیبانی و هماهنگی خدمات است. در اینجا دانشآموختگان سلامت سالمندی میتوانند نقش مؤثری داشته باشند.
هدف این است که سالمند در نزدیکترین سطح به محل زندگی خود شناسایی و ارزیابی شود و در صورت نیاز، مسیر ارجاع و پیگیری مشخصی داشته باشد. چنین رویکردی میتواند به شناسایی زودهنگام مشکلات و جلوگیری از تشدید آنها کمک کند.
برای افزایش آگاهی جامعه درباره سالمندی و بیماریهای مرتبط چه باید کرد؟
آگاهی مردم بخش مهمی از این فرایند است. یکی از تجربههای ارزشمند امسال، اجرای پویش آگاهیبخشی درباره عوامل خطر بیماری آلزایمر و دمانس بود که با هماهنگی بورد سالمندشناسی وزارت بهداشت، گروههای آموزشی سلامت سالمندی دانشگاههای علوم پزشکی، انجمن دمانس و آلزایمر ایران و اداره سلامت سالمندی اجرا شد و گروه سلامت سالمندی دانشگاه علوم پزشکی گناباد نیز میزبانی و دبیری آن را بر عهده داشت.
دانشگاه فقط محل آموزش دانشجو نیست و یکی از مسئولیتهای مهم آن انتقال دانش معتبر به جامعه است. در موضوع دمانس این مسئله اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا هنوز برخی افراد کاهش حافظه را بخشی طبیعی و اجتنابناپذیر از سالمندی میدانند، در حالی که بخشی از عوامل خطر اختلال شناختی و دمانس قابل اصلاح است.
فعالیت بدنی، کنترل فشار خون و دیابت، ترک دخانیات، توجه به سلامت شنوایی، فعالیت اجتماعی، تغذیه مناسب و کنترل عوامل خطر قلبیعروقی از جمله موضوعاتی هستند که باید درباره آنها با مردم گفتوگو و آموزش ارائه شود.
اگر بخواهیم سالهای اضافهشده به عمر مردم با کیفیت بهتر همراه باشد، باید مجموعهای از اقدامات را همزمان دنبال کنیم؛ سالمندان در معرض خطر را زودتر شناسایی کنیم، نظام ارجاع و پیگیری را تقویت کنیم، خانوادهها و مراقبان را آموزش دهیم، خدمات جامعهمحور را توسعه دهیم و نیروی انسانی آموزشدیده را در جایگاه مناسب به کار بگیریم.
تربیت نیروی متخصص سالمندی باید بخشی از آمادگی کشور برای آینده جمعیتی باشد. ایران در حال سالمندشدن است و پاسخ به این تغییر نیازمند برنامهریزی هماهنگ میان دانشگاه، نظام سلامت، سازمان بهزیستی و نظام رفاه اجتماعی است تا افزایش طول عمر، تا حد امکان با استقلال، سلامت، مشارکت اجتماعی و کیفیت بهتر زندگی همراه شود.

